من دوباره مادر شدم
سلام گل پسرم.امروز پنجشنبه،چهارم آذر ماه آجی کوچولو به جمع خونوادمون اضافه شد.با وزن سه کیلو و صد و بیست گرم.(که بیست گرم از شما سبکتر بود).دور سر سی و چهار،و قد پنجاه و دو ساعت.تو بیمارستان دولتیه حضرت معصومه.
خواهر کوچولوت هم مثله شما زودتر از موعد اومد.البته این دفعه هم دخالتهای دکتر باعث زودتر به دنیا اومدنش شد.مثله شما.
سن بارداریم سی و هشت هفته و چها روز بود.
آجی کوچولو مثله شما موقع اذان ظهر،ساعت دوازده و پونزده دقیقه به روش طبیعی به دنیا اومد.البته فکر میکنم اذان تموم شده بود.
هنوز اسم قطعی برای آجی انتخاب نکردیم.من از اول اسم آلا رو انتخاب کردم.همه هم به این اسم عادت کردیم.ولی چند روز پیش اسم آتوسا رو هم پیشنهاد دادم که شما و بابایی استقبال کردین.شما که فقط که میگی آتوسا.حالا تا ببینیم کدوم تایید میشه.آتوسا هم ریشه اسم شماست.
قربون هر دوتون برم من.انشاالله که خواهر و برادر خوبی برای هم باشین.




من دوباره مادر شدم 
